نت شماره بیست ُسه
چو جان فدای لبش شد خیال می بستم که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که:« جان وسیله مساز! » کز این شکار فراوان به دام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که:« جان وسیله مساز! » کز این شکار فراوان به دام ما افتد
.
که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد…
پ ن: چه می شود اگر؛ از روی تو عکسی به جام ما افتد؟!
۱ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟
Page 1 of 11


