نت شماره دوازده
و رسالت من این خواهد بودتا دو استکان چای داغ رااز میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها رابا خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم
(حسین پناهی)
نت شماره یازده
برای عاشق چیز هایی مهم می شود که دیگران برای همیشه از درک آن عاجزند…جز وقتی که عاشق شوند. شازده کوچولو توانست به اخترکش بازگردد، این مهم نیست که گلش باشد یا نه…گلش او را بفهمد یا نه…شازده کوچولو سهمش را از عشق برد. شازده کوچولو سهم خودش را از عشق برد. شازده کوچولو به رنج عشق مبتلا شد…رنجی که اسب هیچ آسایشی به گرد پیاده ی آن هم نمی رسد……شازده کوچولو کوچولو شدن یعنی از پستوی تار اخترک کوچک خویش سفر آغازیدن و هرآنچه که دوست داشت را دیدن.
Antoan de Sent Egziperi
نت شماره یک
- شب که می خوابی یادت باشد نردبان خانه را بخوابانی
- حوض را هم خالی کن
- ماه اگر تو دست یابد
- دیگر سراغ از شب هیچ بی ستاره ای نمی گیرد
- یادت که نمی رود
- …من بی ستاره ام….


